تبلیغات
آخ اگه بارون بزنه...اگه بارون بزنه - جامعه شناسی خودمانی
طاقت بیار رفیق

جامعه شناسی خودمانی

پنجشنبه 12 فروردین 1389 02:07 ب.ظ

نویسنده : alireza baran

 

 

 

             

 

سلام دوستان من !!چند روز پیشتر اتفاقی كتابی را باز كردم و تا تمام نشد كنار نگذاشتم.كتابی با عنوان جامعه شناسی خودمانی نوشته ی حسن نراقی كه به چاپ چندم رسیده بود.كتابی برای ما ایرانی ها كه بدانیم چه جور مایی هستیم.كه بی رودربایستی بدانیم چرا در مانده ایم.این بار خواستم به جای شعر و ترانه به جای اینكه نان به سفره ی احساستان بگذارم نان به سفره ی عقل و منطقتان هبه كنم.همانطور كه شما گاهی سفره ی احساس و منطق مرا خالی نگذاشتید.می خواهم خلاصه ای از این كتاب و خلاصه ای را از آنچه برای من جالب افتاده بود در خانه ی مجازی ام نقل كنم.

در مقدمه می گفت از روزی كه میرزا ابوالحسن شیرازی اولین ماشین چاپ را در تبریز به كار انداخت كتاب ها و مقالات فراوانی تحت عناوین مشابهی مانند  "راز عقب افتادگی مشرق زمین"؛"بدبختی ایرانی"؛"نقش اعراب در عقب ماندگی ایرانی" و ....به چاپ رسید كه پایه ی استدلال های همگیشان به غیر از تعداد معدودی بر پایه ی برائت ایرانی بود.یعنی  یك ناسیونالیسم مسخره تمام تقصیر حال و روز امروز ایرانی ها را به دلایلی گاهاً تاثیر گذار ولی كم تاثیر و گاهی به دلایل واهی به عوامل خارجی حواله می كرد.می گفتند اگر اعراب حمله نمی كردند...خب اولا حالا كه حمله كردند...ثانیا مگر كشورهای آرژانتین و پرو شیلی كه مورد تعرض اعراب قرار نگرفتند بی مشكل ماندند؟مگر غیر مسلمانهای زامبیا و اتیوپی از شدت وفور نعمت روزه می گیرند؟!!حالا بعدا در مورد تمدن ایرانی ها از روزگار باستان حرف ها دارم.خلاصه از نظر اینان از حمله ی مغول گرفته تا زن بارگی ناصرالدین شاه و قتل امیر كبیر و مشروطه ی وارداتی !! و انحراف مشروطه و روی كار آمدن رضا شاه صد درصد انگلیسی(البته نه 99 درصد) كودتای 28 مرداد و انقلا ب 57 و روی كار آمدن حكومت روحانیون همگی تنها وتنها از بستر شوم استثمار و استعمار بلند شده است.یعنی همه ی این اتفاقات معلول دو علت است: رویداد های تاریخی كه در گذشته اتفاق افتاده(كاریش هم نمیشه كرد) و دوم دست شوم خارجی!! وایرانی این وسط بی تقصیر است!!

البته نویسنده منكر تاثیر مستقیم و غیر مستقیم این عوامل نیست اما می گوید"این ها همه تاثیر دارند اما اثری ست مقطعی بر بستر موجود جامعه؛چه اگر ما این گونه مایی نبودیم این عوامل نیز اثر های دیگری داشتند"

جرا كه اگر تو بگویی حكومت را برایمان آوردند تازه اول بدبختی ماست یعنی تو چرا گذاشتی؟وحالا كه آمده اند چرا مقاومت نمی كنی؟

نویسنده ادامه می دهد اگر مردمی بودن حكومت درد ماست هیچ حكومتی را به یاد ندارم كه مانند حكومت انقلاب 57 مردمی بوده باشد.یعنی هیچكدام شاهزاده نبودند. اینان یا مهندس بودند یا معلم یا كاسب یا نجار و یا یك روضه خوان معمولی .از پاریس و ژنو و حلب هم نیامدند.یعنی از توده ی مردم.خب سوال اینجاست حالا كه وزیر شدند چرا غیر قابل دسترسند؟

خلاصه كردن این كتاب كار سختی ست چرا كه به اندازه ی كافی خلاصه است.از آمار و اعداد و مثال های فراوان این كتاب رد می شوم تا به رفتارهای نهادینه شده ی مای ایرانی برسم.

نویسنده مطلبی عمیق از مرد بزرگی به اسم مهندس بازرگان نقل می كند از كتابی به نام "سازگاری ایرانی "نوشته ی ایشان:

"..ضمنا نبایدفراموش كردكه روح ایرانی چندان خالص،الهی واستوتار بر پایه های محكم تقوا و حق پرستی نبوده است.در شدیدترین دوران تقدس و تشیع و در دربارهای صفویه  و قاجاریه به حداكثر شرابخواری و زن بازی و عیاشی بر می خوریم.سفاكی صفویه علیه خاندان خود و مرد بی سابق بوده.مرحوم جلسی را برای گرداوری دریایی از روایات وسیله دادند و در شب های جشن یك بازار قیصریه را با چراغانی و شراب و شیرینی و زن های رقاصه برای شاه قرق می كردند. این دوگانه گی روح ایرانی یا جمع بین دیانت و معصیت را شاید هیچ...

جمالزاده در بخشی از كتاب دارالمجانین در مورد نكوهش عادات متضاد یك ایرانی می آورد:"در دو گوشه باغ خانه دو تخت برای آقا آماده می شد روی یكی سجاده و تسبیح با هزار خضوع و دعا  و روی دیگری بساط عرق با مزه ی ماست و خیار"

و از كتاب خلقیات ما ایرانیان:

"با همه ی قیافه ای كه به خود می گیرند هیچ كار دنیا را به جد نمی گیرند مگر در سه مورد مخصوص یكی شكم و یكی كیسه و یكی تنبان.وقتی پای این سه چیز به میان آید یوسف را به كلافی و خدا را به خرمایی می فروشند.چطور می خواهی دلم به حال این مردم و دوز وكلكی مزاج نسوزد كه برای حل و فصل معضلات و مشكلات دنیا تنها به سه طریقه معتقدند كه عبارتست از "سرهم بندی"؛"ماست مالی" و و روش مرضیه "ساخت و پاخت"این ها هر سه از ابتكارات و كشفیات قریحه ی سرشار خودشان است و در این میدان الحق كه گوی سبقت را از جهان و جهانیان ربوده اند"

در باب صریحترین انتقاد از خود ما ایرانیان از كتاب نجات نوشته ی دكتر علی محمد ایزدی آورده است:

" بدون شك من هم خوب بلدم خود و سایر هموطنانم را باهوش ترین،مهربانترین،اصیل ترین و تربیت شده ترین نژاد روی زمین قلمداد كنم.ایرانیان را با نژاد آریا با تمدن شش هزار ساله اش انسان ترین انسانهای روی كره ی زمین معرفی نمایم؛خوب بلدم بگویم ما ایرانیان شجاعت شیر،سخاوت حاتم و...و...چه داریم.ولی خوب می دانم كه با استقبال از شعار و احتراز از شعور خود را غافل نموده و خوب مب دان آنهایی كه از ایران و ایرانی بت ساخته اند از حرف های من ناراحت می شوند.اما با همه ی این میدانم ها می خواهم واقعیت را هر چند تلخ عنوان كنم تا مصلحین به گفتار آیند و دست اندر كاران به حركت"در ادامه ایشان با ذكر عوامل عقب ماندگب به 15 مورد از قبیل كشورهای استعمارگر،حكومت هزار فامیل،معادن نفت،بی سوادی،تحریكات امپریالیسم،روحانیون دست اندركارو....اشاره می كند ولی به حق بار اصلی را بر روی "شخصیت و خلق و خوی ما ایرانیا ن" قرار می دهد و به ذكر نمونه هایی از نظر صاحب نظران می پردازد

شاردن سیاح شهیر فرانسوی:گایرانیان بیش از هر چیز دلشان می خواهد زندگی كنند و خوش باشند.بسیار مخفی كار و متقلب و بزرگترین متملقین عالم هستند.به غایت دروغگو و..."

نگاهی به اسامی دور و برتان بیندازید.درصد زیادی از ثریاها و شهنازهای ما حدودا 50 ساله هستند و اكثر خانم ها با نام فرح چهل ودو سه ساله.اسامی كوروش وداریوش و..عموما سال های تولدشان 50 و 51 بوده و عمار ها یاسرها و...عموما 25و26 ساله.علت را خودتان بررسی كنید

سرپرسی سایكس در كتاب 8 سال در ایران:

"تباهی اخلاقی و بی صفتی ایرانی بدبختانه ضرب المثل است...از تمام صفاتی كه سیرت ایرانی را تشكیل می دهد بعد از خودخواهی بی حد،حرص پایدار در كسب مال و جمع ثروت از راه حلال و غیر حلال است"

ژان لارتگی روزنامه نویس فرانسوی در كتاب "ویزا برای ایران":ایرانیان كهنه كار ونكته سنج هستند،ذوق توطئه دارند،برای پذیرایی رسمی شناخته شده اند.ایرانی مدام عاشق آشوب و اغتشاش و در هم و برهمی بوده است و خوشی او در این است كه داد و فریاد راه اندازد.یك نفر را هر كه می خواهد باشد توانا و نیرومند و رستم دستانش بخواند اما در عین حال در دل دشنامش دهد و آهسته یا قاه قاه بخندد و خلاصه همان صحنه ی كمدی خنده دار را بازی كند كه مظهر زندگی ایرانیان است و....

 

و از این نمونه ها بسیار فراوان است.ظاهر سازی،دروغ و ریا،بی برنامه گی،قهرمان پروری و استبداد زدگی ما،حسادت و حسد ورزی،همه چیز دانی و توهم دائمی توطئه با چندین مثال ساده و كمی جست و جو در خودمان یا لااقل اطرافیانمان میان ما ایرانیان بیداد می كند.قصد ندارم بگویم این ها فقط برای ایرانیان است و بس.خیر همه جای جهان امروز گرفتار این بی اخلاقی ها شده است.اما حرف من كمیت و غلظت آن در میان ایرانیان است كه در توده های جامعه به شدت نفوذ كرده است.این رفتار ها در همه ی جهان وجود دارد اما میان سیاستمداران،سرمایه داران،تجار،بانك داران ونه به این شدت میان توده های عادی و معمولی مردم.

صحبت این است كه ما چگونه ایم كه دولت های استعماری می توانند راحت تر از جاهای دیگر در این كشور به مقاصدشان برسند؟چگونه هستیم كه وقتی حكاممان این گون غلام حلقه به دوش آمریكا بودند؛آمریكا رفتار تحقیرآمیزی كه با آلمان های شكست خورده بعد از جنگ نتوانست بكند با ما كرد و حالا روسیه این رفتار را می كند و....

 

شاید این گوشه ای از مقدمه ی این كتاب بود.نویسنده بارها اصرار دارد كه اگر احیانا به مخاطب در حین خواندن این كتاب بر می خورد خودش را در دسته ی استثناها قرار دهد كه دارای رفتاری بسیار اكمل ومتین هستند

سبز باشید...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 2 مهر 1389 10:49 ق.ظ