تبلیغات
آخ اگه بارون بزنه...اگه بارون بزنه - كنسرت بزرگ رضا یزدانی
طاقت بیار رفیق

كنسرت بزرگ رضا یزدانی

شنبه 21 اسفند 1389 08:49 ب.ظ

نویسنده : alireza baran

 

 

كنسرت بزرگ رضا یزدانی 26 اسفند 89 در تالار برج میلاد

و حالا بعد چند وقتی ترانه:

 

در لحظه های پر از جای خالی تو

 

در بغل كردن تن خیالی تو

 

من فكرمی كنم كه هرشب طلوع می كند

 

چیزی شبیه خورشید در حوالی تو

 

در عشق بازی تو خیابان یك طرفه

 

از شعر پل زدن به اتوبان فلسفه

 

در ژست مسخره ی پاپتی شدنم

 

در جر و بحث ِ حین غیرتی شدنم

 

تازه پی  می برم چطور بی رحمی كه...

 

از این شبایی كه بی توئه...می فهمی كه؟

 

لرزیدم و روی من پتو نكشیدی

 

سیگار كشیدم، تنم رو بو نكشیدی

 

هرشب به جای تو باخودم كه بی تابم

 

دعوا كه می كنم  رو كاناپه می خوابم

 

 

قسم به نگاه تا همیشه شاعر من

 

عطر لباسته تو تن ِ دراور من

 

شنیده ام كه هنوز هم شال سبز می ندازی

 

هنوز مقنعه سر می كنی به خاطر من

 

 

در گوشه گوشه ی زندان آینه ام

 

هرچند بی تو زیر باران آینه ام

 

دائم این منم كه سراغت رو می گیرم

 

از نامه های خیس رو میز تحریرم

 

اینجا جنون  آبرویی كه می چكه است

 

در گریه ام كه با هجای سكسكه است

 

هرچند كه هق هق نكرده بدهكارم

 

امروز به بغض نیمه كاره ی خودكارم

 

 

قسم به نگاه تا همیشه شاعر من

 

عطر لباسته تو تن  دراور من

 

شنیده ام كه هنوز هم شال سبز می ندازی

 

هنوز مقنعه سر می كنی به خاطر من

 

 

 

علیرضا بارن

 




دیدگاه ها : بی خیال حرف مردم
آخرین ویرایش: یکشنبه 29 اسفند 1389 11:58 ب.ظ